پیشینه تاریخی

خراسان جنوبی شامل محدوده‌ای از خراسان بزرگ است که در سده‌های پیش «قهستان» نامیده می‌شد. براساس کتیبه‏ های به جا مانده از دوره هخامنشی و به گفته بعضی از مورخان یونانی،«قهستان» سکونتگاه قوم ساگارت، از اقوام آریایی بود. هرودوت مورخ یونانی می‏ نویسد: آن‏ها در ردیف اقوام شرقی هستند و از سکنه «ساتراپ چهاردهم هخامنشیان» به شمار می‏ روند. مارکوپولو نیز در سفرنامه خود، از این منطقه با نام «تونوکاین» - تون و قاین- یاد کرده‌است. واژه «قهستان» را اکثر پژوهشگران، معرب «کهستان» دانسته اند که به دلیل محیط جغرافیایی خاص و وجود کوهستان ها به آن اطلاق می شد. « کهستان » را بر وزن «کوهستان» هم گفته اند. از اواخر قرن پنجم هجری «قهستان» به یکی از مراکز مهم فعالیت «فرقه اسماعیلیه» به رهبری «حسن صباح» تبدیل شد. از آنجایی که این ناحیه از موقعیت مناسب اقلیمی و طبیعی برخوردار نبود و مورد بی‏ توجهی حکومت‏ های مرکزی بود، برای فعالیت‏های «فرقه اسماعیلیه» دارای شرایط مساعدی بود. لذا، بعد از منطقه الموت، قهستان به مهم ‏ترین مرکز فعالیت اسماعیلیان تبدیل شد، که قلمروی در حدود «ترشیز یا کاشمر» تا «نهبندان» را دربرمی‏ گرفت. با روی کار آمدن حکومت صفوی، امنیت نسبتی در این منطقه بوجود آمد که باعت رونق و گسترش تجارت شد.

در سده‌های اخیر و به ویژه از دوران قاجار، دو شهر فردوس و قائن به دلیل حوادث طبیعی مختلف به تدریج موقعیت جمعیتی خود را از دست داده و بیرجند مرکزیت و اهمیت بیشتری یافت.

تشکیل خراسان جنوبی از سال ۱۳۴۲ مطرح بوده است ولی دیدیم که سالها بازیچه سیاستمداران ماند و در میدان سیاست پاسکاری شد تا اینکه در سال ۱۳۸۳ بعد از اتمام انتخابات مجلس و فروکش کردن بحث‌های سیاسی پاس نهایی داده شد و خراسان جنوبی تشکیل شد (آنهم با سه شهرستان که تا چند سال قبل بخشی از بیرجند بودند).

استان خراسان جنوبی در سال ۱۳۸۳ و پس از سال‌ها کشمکش سیاسی در استان خراسان تاسیس شد. مرکز این استان جدید شهر بیرجند تعیین گردید. در زمان تاسیس این استان شامل سه شهرستان بیرجند، نهبندان و سربیشه بود. این استان در حالی ایجاد شد که عملا کمکی به سبک تر شدن امور سیاسی استان خراسان نمی‌کرد و بسیاری از شهرستان‌هایی که پیش بینی شده بود در این استان قرار گیرند حاضر به تبعیت از تغییر در تقسیمات کشوری وعضویت در آن نشدند.

قاین در ابتدای تاسیس استان حاضر به پیوستن به خراسان جنوبی نشد و تا ۵۵ کیلومتری بیرجند یعنی بعد از آرین شهر در محدوده خراسان رضوی باقی ماند. در سال ۱۳۸۳ و پس از تقسیم خراسان ادامه مباحث الحاق قاین به خراسان جنوبی بین مسولین محلی و مردم نقل هر مجلس و محفل بود. ادامه این بحث در نهایت در اواخر همان سال ۸۳ منجر به رضایت مسولین و پذیرش این امر شد که قاین تکمیل کننده استان خراسان جنوبی است. با الحاق قاین، خراسان جنوبی نگاهش را به فردوس انداخت.

فردوس که در قضیه تقسیم خراسان بیشترین آسیب را دید نیز حاضر به پیوستن به استانی با مرکزیت بیرجند نشد. در چند راهپیمایی اعتراض آمیز که منجر به کشته و زخمی شدن چند شهروند فردوسی قبل از تقسیم خراسان شد مردم این شهرستان نشان دادند که در تقسیم خراسان رضوی سهم بیشتری خواهان هستند، اگر چه نتیجه‌ای برای مردم در بر نداشت. در مرحله اول تقسیم خراسان شکل گیری استان ناقص خراسان جنوبی، تنها بخش سرایان فردوس با پذیرش این امر که با پیوستن به خراسان جنوبی از بخش به شهرستان ارتقا می‌یابد حاضر به جدایی از فردوس و خراسان رضوی شد و مدتی را به عنوان یکی از بخش‌های شهرستان بیرجند در خراسان جنوبی به سر برد تا اینکه در سال ۱۳۸۴ اولین ارتقا در خراسان جنوبی با ارتقای بخش سرایان به شهرستان صورت گرفت. در همین سال با ارتقای بخش درمیان به مرکزیت شهر اسدیه (اسدآبادسابق) دومین شهرستان جدید استان خراسان جنوبی به وجود آمد.

ادامه تلاش‌ها برای الحاق فردوس در سال ۱۳۸۶ به نتیجه رسید و این شهرستان هم علیرغم میل باطنی بسیاری از مردم، به خراسان جنوبی ملحق شد و خراسان جنوبی روز به روز بزرگتر شد.

در سال ۱۳۸۷ بخش بشرویه شهرستان فردوس هم در جواب قبول الحاق به خراسان جنوبی توانست ارتقا پیدا کند و هشتمین شهرستان استان تاسیس شد.

با الحاق فردوس بیرجند یها شادمان از تکمیل تر شدن استان شان نگاهی ویژه به طبس داشتندو خواهان الحاق طبس به استان خود بودند. حتی مانند داستان شهرستان سرایان به مردم دیهوک طبس هم قول داده‌اند که اگر به خراسان جنوبی بپیوندند آنان را هم به شهرستان ارتقا می‌دهند. دیهوک در ۱۹۰ کیلومتری بیرجند واقع شده و یکی از بخش‌های سه گانه طبس می‌باشد این رویا در سال ۱۳۹۱ ودر روزهای پایانی این سال برآورده شد و طبس به خراسان جنوبی پیوست. این پیوستن واکنش‌هایی همچون امضای طومار را در پی داشت. همچنین فرمانداری این شهر نیز به فرمانداری ویژه و معاونت استانداری ارتقا یافت.. الحاق طبس یعنی محقق شده بخش اعظم رویای اولیه تشکیل خراسان جنوبی، البته اگر گناباد و بجستان هم ملحق شوند این رویا صد درصد به واقعیت پیوسته است.

در اردیبهشت ۱۳۹۱ نهمین و دهمین شهرستان‌ها تاسیس گشتند. بخش زیر کوه قاین همراه با بخش زهان قاین و تبدیل دهستان شاسکوه این شهرستان به بخش با سه بخش به شهرستان زیر کوه ارتقا یافت و حاجی آباد زیرکوه پس از حاجی آباد هرمزگان و حاجی آباد فارس (زرین دشت) سومین حاجی آباد کشور شد که به خود فرماندار می‌بیند. بخش خوسف بیرجند هم پس از تبدیل دهستان جلگه ماژان به بخش به شهرستان ارتقا یافت و و با دو بخش مرکزی و و جگله ماژان به جمع شهرستان‌های کشور پیوست.

منطقه خراسان جنوبی، منطقه زیستگاه یکی از اقوام آریایی نژاد به نام سارگات بوده است. زبان و نژاد مردم سرزمین بزرگ خراسان، کمتر دچار آمیختگی و اختلاط شده است و دلیل آن، داشتن شرایط خاص آب و هوایی و اقلیمی است که چندان مورد توجه و تاخت و تاز افراد بیگانه در طول تاریخ قرار نگرفته است. زبان رسمی و اصلی مردم استان، فارسی است. این زبان در هر نقطه شهری و روستایی با لهجه خاص ومنسوب به همان محل بیان می شود مثل لهجه بیرجندی، لهجه قاینی، لهجه سرایانی، لهجه نهبنـدانی و غیره که البته این لهجه ها با تفاوت هایی در واژه ها، جمله بنـدی ها و تاکیـد بر روی هجاها همراه است.

سیستانی ها و بلوچ های خراسان جنوبی بیشتر در شهرهایی مثل بیرجند، نهبندان مستقرند و همگی آنها مسلمان هستند. مردان و زنان آنها نیز در استفاده از پوشاک سنتی خویش اصرار می‌ورزند.

 عرب های استان گروهی از اعراب مهاجر به منطقه خراسان است. این افراد بازماندگان اجداد عرب خود می‌باشند که در قرون اولیه اسلامی به ایران آمده‌اند. تکلم به زبان عربی، معرف قومیت آنان است.