پرش به محتوای اصلی

جزییات خبر

روزنامه ایران/ فیلترینگ و غربالگری در خانواده ها

(یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳) ۰۹:۳۶

اینترنت به عنوان پدیده ای نوظهور در ایران در طول مدت زمان کوتاهی توانسته است به ضریب نفوذی در بیش از نیمی از جمعیت ایران دست پیدا کند که نشان از اقبال جامعه ایران نسبت به این موضوع دارد.

در ایران ضریب نفوذ اینترنت 7/55 درصد در پایان سال 2013 بوده که با تعداد تقریبی 45 میلیون کاربر، رتبه اول خاورمیانه را از لحاظ تعداد کاربران اینترنت در اختیار دارد. بنابراین می توان گفت اینترنت به عنوان ابزاری در دسترس و رسانه ای تأثیرگذار در میان ایرانیان شناخته شده است. دسترسی به اطلاعاتی که تا قبل از پیدایش اینترنت نیاز به ساعت ها جست و جو در کتابخانه های بزرگ داشت امروزه در کسری از ثانیه ممکن است اما نکته ای که وجود دارد این است که تمامی اطلاعات موجود و در دسترس مفید نبوده بلکه بعضاً مخرب و غیر اخلاقی است. برای مثال ترویج خشونت و فساد، خرید و فروش مواد مخدر و زیانبار، اشاعه اطلاعات خصوصی افراد و سازمان ها، استفاده از اطلاعات وب در جهت اهداف تروریستی، هرزه نگاری های جنسی، بخصوص در زمینه سوء استفاده از کودکان و موارد مشابه، ضرورت کنترل محتوای وب را ناگزیر ساخته است.

فیلترینگ یا غربالگری با توجه به تمامی موارد مذکور از ضروریات استفاده از این رسانه به نظر می آید که توسط 85 درصد از کشورهای دنیا اعمال می شود. از کشورهایی مثل امریکا، کانادا، آلمان، انگلیس گرفته تا همین کشورهای عربی منطقه خلیج فارس همه از فیلترینگ استفاده می کنند. مصادیقی که در کشورهای گوناگون جهت غربالگری مورد استفاده قرار می گیرد با توجه به خط مشی های سیاسی و فرهنگی آن جامعه توسط قانونگذار تعیین می شوند. فیلترینگ در ایران نیز بر اساس قوانین مصوب در مجلس شورای اسلامی اعمال می گردد و طیف گسترده ای از وبگاه های اینترنتی، از هرزه نگاری گرفته تا سیاسی را در برمی گیرد. گرچه مسدود کردن دسترسی به وبگاه های اینترنتی در ایران جنبه قانونی دارد اما نحوه برخورد با آن بویژه برای وبگاه های سیاسی و اجتماعی، بدرستی مشخص نیست و سیاست های آن تا حدودی غیر شفاف است.

این شفاف نبودن موجب شده که بعضاً در فیلترینگ سلیقه ای عمل شود و وقتی که دایره فیلترینگ تنگ و تنگ تر و دامنگیر جست و جوگر گوگل، شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، یوتیوب و... هم می شود و زمانی که کاربران برای دسترسی و استفاده از Email خود که از جمله بدیهی ترین نیاز ها محسوب می شود با مشکل مواجه می شوند چاره ای جز استفاده از روش های دور زدن فیلترینگ- که خود محملی برای نرم افزارهای مخرب و جاسوسی است- نمی یابند.

در کشورهایی که فیلترینگ به شدت کشور ما نیست استفاده از فیلترشکن ها امری ناپسند محسوب می شود و عملاً ایجاد کننده بازار سیاهی برای سازندگان فیلترشکن است که از این طریق سودهای کلانی را به جیب می زنند و معمولاً نیز این نرم افزار ها توسط کسانی مورد استفاده قرار می گیرد که به دنبال مقاصد مجرمانه جهت به جا نگذاشتن رد پا از خود هستند چرا که استفاده از فیلترشکن امکان ردیابی جرائم اینترنتی را مشکل می کند. اما در کشور ما استفاده از این نرم افزار ها نه تنها امری مذموم محسوب نمی شود بلکه به امری طبیعی و لازم جهت کاربری عادی اینترنت تبدیل شده است.

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا می توان کاربری عادی اینترنت را فدای فیلترینگ قوی کرد؟ یا این موضوع موازنه ای را می طلبد که در آن هم اهداف قانونگذار تأمین شود و هم کاربری و دسترسی عموم به اینترنت مختل نشود. فیلترینگ در کشور ما در مبادی ورودی و توسط دولت اعمال می شود اما آیا تا به حال این شیوه نتایج مثبتی را به جا گذاشته است؟ یا شیوه های جایگزینی می تواند مورد استفاده قرار گیرد؟

تجارب کشورهای دیگر نشان می دهد غربالگری در خانواده ها و اعتماد به ایشان درباره بسیاری از مسائل پاسخ های بهتری را دریافت کرده است. در این رابطه محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز بر لزوم همراهی مردم با دولت برای غربالگری تأکید کرده و می گوید: ما در تلاش هستیم که دسترسی به سایت های غیر اخلاقی و منافی امنیت عمومی محدود شود تا کانون خانواده ها به خطر نیفتد و در این خصوص همه دستگاه های مسئول نظام و مردم فهیم کشور اتفاق نظر دارند. در هر عرصه ای که مردم به کمک دولت بیایند، موفقیت از آن مردم و دولت است و فرهنگ سازی بهترین راه حل برای مبارزه با مصادیق مجرمانه است. مرکز ملی فضای مجازی نیز بهره گیری از خدمات مفید شبکه جهانی اینترنت و برنامه ریزی برای صیانت از آسیب های ناشی از آن را هدف اجرای سیستم فیلترینگ هوشمند تصویر، فیلم و متن در موضوعات اخلاقی عنوان کرده است. یکی از کاربردهای اصلی برای کاربری اینترنت در ایران استفاده از شبکه های اجتماعی است که ورود به برخی از آنها به عنوان مصادیق مجرمانه شناخته شده و فیلتر شده است. البته در مواجهه با شبکه های اجتماعی فرصت ها و تهدیدهایی از منظر فرهنگی وجود دارد.

تهدیداتی که از ناحیه شبکه های اجتماعی ممکن است کشورمان را مورد تهدید قرار دهند شامل در دسترس بودن محتوای نامناسب اخلاقی و مانند این ها است. از دیگر سوی فیلتر شدن شبکه های اجتماعی در جنبه بین المللی باعث تخریب تصویر ذهنی کشور در دیدگاه افکار عمومی جهانی می شود و ناخواسته نشان دهنده ضعف فرهنگی جامعه و عدم اعتماد حاکمیت به مردم است. در حالی که تجربه ثابت کرده که با توجه به فرهنگ غنی کشورمان اعتماد به هموطنان منجر به حضور فعال و پررنگ عامه مردم در فضای مجازی و خارج شدن اکثریت جامعه از حالت انفعال با توجه به طبیعت تعاملی این رسانه ها خواهد شد که خود به خود عرصه را بر معدود قانون گریزان تنگ و محتوا را پالایش خواهدکرد. از سوی دیگر در دسترس بودن شبکه های اجتماعی و فیلتر کردن محتوای نامناسب در برخی از این شبکه ها راه حل هوشمندی است که ضمن به ارمغان آوردن رضایت برای هموطنان، موجبات جلوگیری از به وجود آمدن آسیب های اجتماعی را فراهم خواهد آورد. این نوع نگاه نه تنها کلیت شبکه های اجتماعی را زیر سؤال نمی برد بلکه فیلترینگ هوشمند مبتنی بر جذب حداکثری مطالب مفید و دفع حداقلی محتوای نامناسب و مجرمانه را هدف قرار می دهد.

اما در باب فرصت های موجود توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

اینترنت و شبکه های اجتماعی حاصل سال ها پژوهش و تلاش کشورهای غربی است و هم اکنون محصولی به دست ما رسیده که می توانیم بهترین استفاده کننده از آن باشیم. این مهم در صورتی امکان پذیر است که با تولید محتوایی جذاب و برگرفته از فرهنگ کشورمان که فرهنگی دارای قدرت، پیشینه و تأثیرگذاری است، ایجاد کننده جریانی جهانی باشیم. حضور مؤثر در شبکه های اجتماعی می تواند بسیاری از تهدید ها را تبدیل به فرصت کند.

با مشاهده میدانی افکار موجود در سطح جامعه می توان رویکرد مخالفت با محتوای غیر اخلاقی در فضاهای عمومی را مشاهده کرد این بدین معنا است که اکثریت جامعه ما نسبت به در دسترس بودن چنین محتوایی حساسیت دارند. تأکید مجدد بر صیانت از فضای عمومی منجر به گرایش به فیلتر کردن در مقصد توسط خانواده ها می شود. فرهنگ سازی در این زمینه موجب بلوغ بیشتر افراد در تشخیص محتوای مناسب خواهد بود. در سطح خانواده ها این حساسیت چندین برابر است به گونه ای که می توان با غربالگری حداقلی در مبادی ورودی، فیلتر اصلی را به دست خانواده ها سپرد.

با توجه به اینکه میهن پرستی همواره در رده احساسات مورد احترام عموم مردم جهان است حضور قوی کاربرانی که به ایران عشق می ورزند باعث ایجاد حجم زیادی از محتوای مناسب برای معرفی فرهنگ ایران خواهد بود کما اینکه با مرور نظرات خوانندگان سایت های خبری بین المللی در ذیل اخبار مرتبط با ایران مشاهده می شود که عرق ملی و غیرت ایرانی در این نظرات موج می زند، و این بدون شک فرصتی کم نظیر برای ایجاد جریانی جهانی با ذهنیت ایرانی است. راه حل برای سالم سازی اینترنت را می توان در فرهنگ سازی و نظارت توأمان بر محتوای در دسترس جست و جو کرد. در عصر اطلاعات نیز مراقبت از فرهنگ کشورمان با نظارت بر محتوا مورد احتیاج است. نظارت، می تواند به دست هموطنانمان سپرده شود تا با اعتماد به خانواده ها و همراهی ایشان از اقشار آسیب پذیرجامعه، در برابر محتوای ناسالم محافظت شود در کنار این با رویکرد تهاجمی در حوزه محتوا به جای رویکرد انفعالی می توان جریانی مبتنی بر محتوای فاخر ایرانی ایجاد کرد.

*حسین اسلامی

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید