پرش به محتوای اصلی

جزییات خبر

تعلق سهم 30 درصدی کرسی‌های‌ مجلس به زنانی که زیر20 درصد ثبت نام کردند!؟ (سودابه رادفرد)

تعلق سهم 30 درصدی کرسی‌های‌ مجلس به زنانی که زیر20 درصد ثبت نام کردند!؟ (سودابه رادفرد)
(یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴) ۱۴:۱۲

سودابه رادفرد[1]

در هر دوره از انتخابات ریاست جمهوری در ایران ، موضوع امکان حضور زنان در این سمت مطرح می شود . فعالان حقوق زنان تلاش می کنند تا با ارائه ی تفسیری از قانون اساسی که رجال را نه به معنای جنیست مرد بلکه به معنای کلی سیاست مدار می خواند راه را برای ورود زنان به این عرصه باز کنند. تلاشی که هنوز به نتیجه نرسیده است. خوشبختانه چنین مانعی برای حضور در مجلس شورای اسلامی وجود ندارد. زنان بدون هیچ تبعیض جنسیتی و تنها با حصول آنچه که در ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به عنوان اصول هفت گانه داوطلبی در مجلس آمده است ، می توانند نامزد نمایندگی در مجلس شوند. با این وجود در 9 دوره ای که از تشکیل مجلس شورای اسلامی گذشته است ، مشارکت زنان از 5 درصد فراتر نرفته است. در این دوره نیز علی رغم سهم خواهی 30درصدی از کرسیهای مجلس و لیستهای انتخاباتی تا یکروز مانده به انتخابات درصد ثبت نام کنندگان زن زیر 10درصد و در آخرین روز زیر 20 درصد بود. چطور ما خوهان سهم سی درصدی هستیم در حالیکه کل ثبت نام کنندگانمان زیر  20 درصد هستند؟! مداوم از پایین بودن سهم زنان در قدرت سخن میگوییم اما در پایین بودن این رقم ، هیچ قصوری از زنان صورت نگرفته است؟

سالهاست که زنان به عنوان نیمی از جامعه ، در همه ی کشورهای جهان تلاش می کنند تا با رفع هرگونه تبعیض جنسیتی مبارزه کرده و حضور خود را در دنیای مردسالار ، به کرسی بنشانند. حضوری بیش از یک رأی دهنده. زنان که نه تنها نیمی از جوامع انسانی را به خود اختصاص داده اند بلکه با نقش پررنگ تر و مؤثرتری که در تربیت نیمه ی دوم جامعه دارند ، منطقاً بایستی سهم بزرگتری از عرصه های تصمیم گیری در کشور را به خود اختصاص دهند. مناصب سیاسی در کشورها معمولاً توسط مردان اشغال می شود. مردانی که زمانی توسط همین زنان پرورش یافته اند ، بعد از چندی به این نتیجه می رسند که توانایی برنامه ریزی و مدیریت کشور فقط از عهده بازوان پرقدرت آنان بر می آید و زنان قدرت اداره ی کشور را ندارند. عرصه های مدیریتی کشور ملک مردان می شود و زنان در خانه می مانند تا مردان دیگری بزرگ کنند که مانند مردان پیشین صاحب منصبان اداره ی کشور شوند! دور باطلی که قرن ها بر جامعه ی زنان سایه افکنده و هر چند بطلان آن بدیهی به نظر می رسد ولیکن شیرینی قدرت اجازه ی پذیرش این حقایق ساده را به مردان نداده و سالهاست زنان برای گرفتن حقوق مسلم و اولیه ی خود مبارزاتی طاقت فرسا را آغاز کرده اند.

در دنیای امروز یک اصل به طور قطعی پذیرفته شده و همه ی کشورها در تمام عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و ... آن را فراروی توسعه قرار می دهند: استفاده مناسب از تمام منابع و سرمایه ها. از این حیث ، استفاده از زنان در تمام لایه های حکومت به عنوان نیرویی که نیمی از سرمایه ی انسانی هر کشوری را تشکیل می دهند ، مزیت رقابتی محسوب شده و کشورهای توسعه یافته با سرمایه گذاری های ریشه ای سعی در پرورش استعدادهای زنان در کشور دارند تا با استفاده از نخبگان زن ، آن بخش از جامعه را که به دلایل عدیده از چرخه ی قدرت خارج شده اند ، به سطوح فوقانی جامعه برسانند. کشورهای موفق ضرورت افزایش مشارکت سیاسی زنان را به عنوان یکی از الزامات توسعه متوازن و پایدار پذیرفته اند و به همین دلیل افزایش درصد مشارکت سیاسی زنان را یک اولویت مهم در برنامه های خود می دانند.

در ایران نیز فعالان سیاسی و اجتماعی ، تلاش بسیاری کرده و می کنند تا مشارکت زنان را در همه ی عرصه ها افزایش دهند. هرچند در سال های اخیر بالارفتن آمار تحصیلات عالی در زنان نوید حضور این زنان تحصیل کرده را در عرصه های سیاسی می دهد ، روند مشارکت سیاسی زنان نزولی بوده و آمارهای نگران کننده ای در این بخش به چشم می خورد. طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2015 رتبه شکاف جنسیتی ایران در بین 142 کشور جهان 137 است . یعنی ایران با آخرین کشور دنیا تنها 5 رقم فاصله دارد. مشارکت سیاسی زنان در این آمار چیزی نردیک به صفر و طبق آمارهای داخلی ، کمتر از 5 درصد است ، در حالی که میانگین این رقم در جهان بالای 25 درصد بوده و در کشورهای اسکاندیناوی از 40 درصد فراتر رفته است.

برای رفع این عدم توازن ، فعالان و صاحب نظران حوزه ی زنان ، راهکارهای مختلف و متعددی را پیشنهاد داده اند. تبعیض جنسیتی مثبت ، مانند آنچه در افغانستان اتفاق افتاده است ، حزبی شدن انتخابات و تخصیص سهم بیشتری به زنان در هر حزب ، تشکیل تشکل های مردم نهاد در این زمینه و ... راهکارهایی هستند که بایستی مورد توجه و مداقه قرار گیرند و قطعاً استفاده از تجربه ی سایر کشورها می تواند در این راه مفید و مؤثر واقع شود. منتها یکی از مهم ترین مسائلی که چندان به آن پرداخته نمی شود ، حضور خودِ زنان در این عرصه است. علی رغم وجود ظرفیت هایی که در زنان وجود

دارد و فشارهایی که فعالین زن ، به احزاب وارد کردند تا در لیست های خود سهمی 30 درصدی به زنان بدهند ، ثبت نام زنان در انتخابات مجلس دهم از یازده درصد فراتر نرفت!

زنان بایستی بپذیرند که رفع تبعیض هایی که نه تنها در ایران بلکه در همه جای جهان ، بر آنان تحمیل می شود بدون از خود گذشتگی و تلاش بی وقفه ی آنان امکان پذیر نخواهد بود. در دنیای مردسالار که بسیاری از قوانین بر مبنای حضور حداقلی زنان در صحنه ی قانون گذاری ، بدون توجه به حقوق مسلم زنان تدوین می شود ، زنان باید در ابتدا خود را به صحنه ی بحث و بررسی این قوانین رسانده تا با دفاع از خود ، راه را برای حضور بیشتر هم جنسان خود در جامعه باز کنند. در هیچ کجای جهان این در بدون فشار زنان باز نشده است. نگاهی به تاریخ حقوق زنان در جهان نشان می دهد که وضعیتی که امروز در بسیاری از کشورهای مترقی جهان وجود دارد یک شبه و به سادگی به وجود نیامده است. زنانِ بزرگی تلاش و مبارزه کرده اند تا توانایی و قدرت خود را در تمام عرصه های اجتماعی به اثبات برسانند. برای رسیدن به این حق راهی جز حضور حداکثری وجود ندارد. وقتی زنان در عرصه ی انتخابات ، به یازده درصد کرسی ها بسنده کنند ، چگونه از حق 50 درصدی خود دفاع خواهند کرد؟ وقتی تعداد نمایندگان زن مجلس ، از مجلس پنجم به بعد سیر نزولی داشته و زنان حاضر نشدند در عرصه ی انتخابات به مبارزه و رقابت بپردازند ، چگونه انتظار دارند در سهمیه بندی هایی که توسط مردان تدوین می شود سهم بیشتری داشته باشند؟

علی رغم بسیاری از مشکلاتی که فراروی حضور زنان در عرصه های اجتماعی وجود دارد و قطعاً بایستی با تلاشی شبانه روزی و بی وقفه ، این موانع را از سر راه زنان فرهیخته ی کشور برداریم ، امید آن می رود که شیرزنان این مرز و بوم حضور پر رنگ تری در تمام عرصه ها داشته باشند تا بتوان روزی را دید که زنان نه تنها نیمی از جامعه ، بلکه نیمی از قدرت سیاسی ، نیمی از قدرت اقتصادی و نیمی از اداره ی کشور را به دست گیرند.


[1]  مسئول امور زنان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، شرکتها و سازمانهای تابعه

معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید