گسترش
شتابان تکنولوژی ارتباطی مسائل جدیدی را درباره قدرت رسانه ها در مواجهه
مخاطبان با آن ها پدید آورده است که تصویرسازی جنسیتی زنان و مردان در
رسانه ها یکی از موارد آن است. امروزه رسانه قوی ترین ابزارها برای طرح و
رواج اندیشه و کارآمدترین وسایل برای نفوذ فرهنگ و نگرش به قلب جوامع است.
از این رو نام «رسانه» سرفصل بسیاری از مباحث اجتماعی قرار گرفته و در این
میان مبحث «زن و رسانه » از اصلی ترین موضوعاتی است که طی دهه گذشته مورد
نظر اندیشمندان، جامعه شناسان و به ویژه دست اندرکاران مسائل زنان بوده
است. اما در صدا و سیمای ملی کشور ما نزول شخصیت و تصویر زن در حد یک تیپ
ومعمولا همراه با افراط و تفریط مانعی برای نشان دادن تصویر واقعی زن
ایرانی مسلمان است. کما اینکه هفته گذشته به همراه فعالان حوزه زنان و
خانواده در ضیافت افطاری رییس جمهور از یکی از هنرمندان خانم راجع به
تلویزیون پرسیدم؛ گفت: « با آنکه خودم از تلویزیون آمده ام اما فعلا قصد
ندارم برنامه ای در تلویزیون داشته باشم. رسانه ملی باید رفتار با زنان را
بیاموزد و منتظریم ببینیم بعد از این تغییرات مدیریتی چه پیش خواهد آمد.»
زنان در سریال ها
اغلب برنامه های صدا و سیما حکایت از آن دارد که زن ایرانی را نمی شناسند
در حالی که فیلم های سینمایی جایگاه واقعی تری برای زنان متصورند. در بیشتر
سریال های ایرانی زن یا موجودی است خبیث و ضددین و ضد خانواده و غربزده با
لباس ها و پوششهای آنچنانی یا موجودی است ایثارگر و محجبه و منشاءتمام
خیرات و برکات. یعنی مثل اکثر موارد نگاه سیاه و سفید. در حالی که قدم زدن
در فضای حقیقی و مجازی بسیاری از زن ها را نمایشگر است که از بام تا شام
برای خانواده و فرزندان تلاش میکنند و در کنار آن تلاش برای جامعه هم از
یادشان نمی رود؛ تحصیل و تدریس هم می کنند؛ کتاب ها و فیلم های روشنفکری هم
میخوانند و می بینند اما اصول خود را هم فراموش نمی کنند. لزوما هر زنی
که خانه دار است پایبندی خانوادگی اش بیشتر از زنی که فعال اقتصادی، سیاسی
و مدنی است نیست اما رسانه معمولا دو عدد بیشتر ندارد یا صفر یا صد. در
حالی که بین صفر و صد میلیونها عدد وجود دارد! مورد اسفناک دیگری که در
دولت قبل بیشتر به اثبات عدم رفتار صحیح رسانه ملی با زنان دامن می زد،
ساخت و پرداخت این ذهنیت بود که پشت هر مرد خیانتکار دقیقا کمبودی از همسرش
وجود دارد و گاه این کمبود با شاخص تعجب برانگیزی مانند جدیت زن در شغلش
نمایش داده می شد.
وقتى زنان در نمایشهاى رسانه ملى مشکل هویت دارند و به تعبیر درستتر از
بىهویتى رنج مىبرند، چگونه مىتوان از نسل جوان به خصوص بانوان خواست که
هویت مستقل خود را حفظ کنند؟ روشن است اگر زنان، برجسته و کمال یافته و
رشید در نمایشهاى رسانه جمعى به تصویر کشیده شوند، مىتوانند الگوهایى
باشند که هر گونه سلیقهاى را اقناع کنند. ساختن و پرداختن شخصیت مقتدر و
مثبت زن، راه نرفتهاى است که هنوز پیموده نشده است.
زنان در برنامه های زنده
تعداد و تکرار حضور زنان در صدا و سیما به نحو معناداری کمتر از مردان است و
تعجب هم ندارد که کارگردان یا تهیه کننده برنامه وقتی در جامعه ای کار می
کند که حضور زن در یک برنامه طنز میتواند دردسر ایجاد کند؛ از هرگونه
دعوت از زنان پرهیز کند. ضمن اینکه حضور زنان در برنامه های زنده تصویری
همواره با القای نوعی حس اضطراب به بیننده همراه است. وقتی دست ها به کرات
به سوی روسری، مقنعه یا چادر برای حفظ حجاب می رود و زمانی که به کرات
آستین های ساق دست یا مانتو پایین کشانده میشود ناخودآگاه نه حس حجاب که
نوعی حس استرس را به بیننده القا می کند. شنیده شده است برای ورود زنان به
داخل استودیوها قوانینی وجود دارد که برخی از آنها مثل نداشتن هرگونه
آرایش، لاک، ناخن کاشته شده و... با توجه به تعالیم دینی ما توجیه دارد و
برخی دیگر مثل عدم استفاده از لباس تمام سفید یا تمام مشکی و مواردی از این
دست هیچ توجیهی ندارد به ویژه اینکه صرفا در مورد زنان اعمال می شود.
زنان در تبلیغات و آگهی های بازرگانی
بازنمایی زنان در آگهی ها اغلب با مجموعه ای از تصاویر و ایماژهای کلیشه ای
فرهنگی همراه است. در واقع علی رغم تدابیری که برای از میان بردن تصاویر
کلیشه ای فرهنگی در آگهیهای بازرگانی اندیشیده شده، همچنان آگهی ها پر از
تصاویر و ایماژهایی است که زنان را به صورت فرودست نشان می دهد. در این
آگهی ها زنان به عنوان کسانی که هویتی مستقل از خود ندارند و همواره
نیازمند حمایتی پدرانه- مردانه هستند؛ بازنمایی شده اند. یافتهها نشان داد
که هویت زنانه همواره بازتابی از کلیشه های رایج در جامعه ایرانی است. این
کلیشه ها زنان را متعلق به خانه و محیط آن می داند و با استفاده از تصاویر
رسانه ای در پی تشدید روابط موجود است. در واقع رسانه ها در پی طبیعی جلوه
دادن این روابط برساخته شده به وسیله رمزهای فرهنگی در جامعه هستند.رسانه
ها به عنوان جزیی از فرهنگ غیرمادی جوامع انسانی که نقش تعیین کننده ای در
ساختن و پرداختن افکار عمومی بر عهده دارند، تنها آنگاه که زمینه پذیرش
ذهنی در مخاطبان داشته باشند، قادر به تاثیرگذاری هستند و گرنه اثر آن ها
موقتی و گذراست. چنانچه پافشاری رسانه ها برحضور و فعالیت زنان در عرصه
عمومی تنها بر پایه هویت جنسی و در رقابت با مردان به عنوان پایمال کنندگان
حقوق زنان صورت پذیرد، پویایی لازم را نخواهد داشت.
امور زنان و خانواده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ، شرکتها و سازمانهای تابعه